۰۲ آذر ۱۳۹۶

رهبر معظّم انقلاب: علاج برون رفت از مشکلات کشور «اقتصاد مقاومتی» است.

شناسه خبر: ۲۹۸۵۴ ۰۸ شهریور ۱۳۹۶ - ۱۶:۲۰ نام نویسنده: احسان امیدی دسته : تعرفه گذاری انرژی, نفت و انرژی, یادداشت
۰

با استفاده از مدل قیمتگذاری IBT می توان علاوه بر واقعی کردن قیمت انرژی و کاهش یارانه ای که در این زمینه توسط دولت پرداخت می شود، بدون فشار به دهک های پایین جامعه شرایط را برای کاهش مصرف انرژی فراهم کرد. بررسی‌ها نشان می‌دهد دولت سالانه حدود ۸۰ هزار میلیارد تومان یارانه تنها برای بنزین و گازوئیل هزینه می کند که نفع آن فقط برای پرمصرف ها است.

ایران یکی بزرگترین مصرف کننده های انرژی در جهان است. میزان مصرف انرژی در ایران بیش از متوسط جهانی است. بنابراین اصلاح الگوی مصرف انرژی همواره یکی از دغدغه های کلان کشور بوده و در سیاست های کلی نیز توجه به آن ملموس است.

به گزارش مقاومتی نیوز، افزایش بی سابقه مصرف برق، گاز، بنزین و گازوئیل طی ماه های اخیر باعث شده تا کشور در یک بحران در مسئله مصرف انرژی قرار بگیرد و کارشناسان و مسئولین به دنبال راهکاری برای اصلاح وضعیت موجود باشند.

قیمت ارزان، دلیل مصرف بی رویه انرژی

یکی از دلایل مصرف افسارگسیخته انرژی در ایران، غیر واقعی بودن قیمت و به نوعی ارزان بودن قیمت انرژی در است؛ دلیل ارزان بودن انرژی نیز یارانه ای است که توسط دولت به آن اختصاص می یابد. طبق محاسبات، اعطای یارانه و فروش بنزین و گازوئیل پایین تر از قیمت واقعی، سالانه بیش از ۸۰ هزار میلیارد تومان برای دولت هزینه ایجاد می کند.

بنابراین اصلاح قیمت انرژی یکی از راهکارهایی هست که به منظور جلوگیری از مصرف بی رویه، عمده کارشناسان و حتی مسئولین دولتی بر آن اذعان دارند. اما مشکلات سیاسی و غیرسیاسی که در تعدیل قیمت انرژی وجود دارد، اجازه اجرایی شدن آن را نمی دهد.

نارضایتی مردم، یکی از موانع تعدیل قیمت انرژی

همواره یکی از مهمترین عللل واقعی نشدن قیمت انرژی، نارضایتی عمومی و فشار به طبقات ضعیف جامعه عنوان می شود که پس زمینه عدم اقدام دولت و مجلس در ادوار مختلف در این زمینه بوده است.

به طوری که به محض طرح بحث واقعی شدن قیمت های انرژی، بسیاری از مسئولین با حالت دفاع از اقشار کم درآمد و آسیب پذیر جامعه و عدالت خواهی، به مخالفت با آن می پرازدند. کمااینکه چنین اقدامی، هزینه های سیاسی بالایی هم دارد.

پایین بودن قیمت انرژی با یارانه دولت به ضرر اقشار کم درآمد جامعه

اما آیا واقعا راهکاری وجود ندارد که هم قیمت های انرژی واقعی شود و هم به اقشار ضعیف جامعه فشاری وارد نشود؟

حقیقت این است که علاوه بر وجود راهکار علمی و دقیق در این زمینه که در بسیاری از کشورهای پیشرفته دنیا در حال اجراست، بر خلاف آنچه برخی از مسئولین تصور می کنند، شرایط فعلی قیمت های انرژی که در آن با استفاده از یارانه دولتی قیمت انرژی پایین نگه داشته شده است، نه تنها به نفع اقشار کم درآمد جامعه نبوده بلکه به ضرر آنها و به نفع افراد عموما پردرآمد و پر مصرف کشور است.

پرمصرف ها بیشترین یارانه را از دولت دریافت می کنند

در شرایط فعلی، افرادی که انرژی بیشتری مصرف می کنند بیشتر از افرادی که انرژی کمتری مصرف می کنند از یارانه و کمک دولت بهرمند می شوند. همچنین که طبق بررسی ها و آنچه در شکل زیر آمده است، پرمصرف ها همان پردآمدها هستند.

بر اساس شکل ارائه شده بیش از ۴۰ درصد انرژی کشور در حوزه های مختلف به طور میانگین، توسط سه دهک بالا مصرف می شود.

مدل پیشنهادی برای تعدیل قیمت انرژی بدون فشار به اقشار متوسط و کم درآمد جامعه

اما چه مدلی را برای تعرفه گذاری انرژی بایستی برگزید که درآن هم قیمت انرژی واقعی شود تا به تبع آن میزان استفاده بی رویه کاهش یابد و هم به اقشار ضعیف و کم درآمد جامعه فشار نیاید؟

روش قیمت گذاری مرسوم در دنیا که مشکلات مذکور در آن مرتفع شده است، مدلی است که به نظام تعرفه گذاری پلکانی افزایشی (Incresing Block Tariff) یا به اختصار IBT موسوم است. این روش نوعی تعرفه گذاری حجمی است که با اعمال آن، مشترکین به ازای مقادیر مختلف مصرف هزینه متفاوتی می­پردازند.

به این ترتیب که هزینه انرژی به ازای واحدهای مشخصی از مصرف مشترکین تعریف می شود و تا میزان معینی از مصرف ثابت می ماند. پس از آن تعرفه در میزان بعدی مصرف تغییر می کند و تا میزان معینی ثابت می ماند؛ و همنیطور ادامه می یابد تا بازه های مصرفی به اتمام برسد.

در این مدل افزایش تعرفه پله های بالاتر بیشتر از پله های پایین تر است؛ یعنی مصرف کنندگان پله های بالاتر با افزایش قیمت بیشتری نسبت به پله های پایین تر مواجه می شوند.

به عنوان نمونه، قیمت برق برای مصرف ۰ تا ۱۰۰ واحد برابر ۱ تومان در هر واحد مصرفی، برای مصرف ۱۰۰ تا ۳۰۰ واحد برابر ۳ تومان در هر واحد مصرفی و برای مصرف ۳۰۰ تا ۱۰۰۰ واحد برابر ۱۰ تومان در هر واحد مصرفی تعیین می شود. لذا کسی که ۴۰۰ واحد مصرف داشته باشد، برای ۱۰۰ واحد اول قیمت ۱۰۰ تومان، ۲۰۰ واحد بعدی قیمت ۶۰۰ تومان و ۱۰۰ واحد بعدی هم قیمت ۱۰۰۰ تومان و در مجموعه ۱۷۰۰ تومان بابت قیمت برق می پردازد.

چرا مدل IBT به نفع اقشار کم درآمد است؟

در مثال بالا، فرض کنید که قیمت واقعی برق ۱۰ واحد باشد. کسی که به صورت میانگین و عادی ماهانه ۳۰۰ واحد برق مصرف می کند، معادل ۷۰۰ تومان بابت قیمت برق می پردازد. در مقابل کسی که دو برابر یعنی ۴۰۰ واحد مصرف دارد، معادل ۱۷۰۰ تومان می پردازد.

در این شرایط، هر دو شخص به یک اندازه و معادل ۲۳۰۰ واحد از دولت یارانه دریافت می کنند که دلیل آن تفاوت قیمت برق در پله های پایین مصرف با قیمت واقعی است. حال آنکه در صورتی که قیمت پله سوم نیز پایین تر از قیمت واقعی و برای مثال ۵ تومان بود، فرد پرمصرف ۵۰۰ واحد بیشتر از دولت یارانه دریافت می کرد.

در نتیجه این نوع قیمت گذاری به این معنا بود که دولت یارانه بیشتری به پرمصرف ها می دهد و مصرف زیاد انرژی در این شرایط به صرفه تر بود. وضعیت کشور در حال حاضر دقیقا به همین شکل است.

حال آنکه تعیین قیمت ۱۰ تومان برای پله سوم مصرفی، تاثیر بر فرد کم مصرف نداشت اما یارانه ای که دولت به فرد پرمصرف می داد را حذف می کرد. لذا در این شرایط فشاری به افراد کم مصرف و عموما کم درآمد جامعه که مصرف کمتری دارند وارد نمی شود.

واقعی کردن قیمت انرژی در پله های بالای مصرف طبق مدل IBT

بررسی ها نشان می دهد که مشترکین پرمصرف گاز ۹ برابر بیشتر از مشترکین کم‌مصرف یارانه می گیرند. همچنین پرمصرف‌های برق ۶ برابر بیشتر از کم‌مصرف‌ها یارانه می‌گیرند.

بنابراین با توجه به موارد مطرح شده، ضروری است قیمت انرژی در پله های بالای مصرف واقعی شود تا علاوه بر کنترل مصرف و جلوگیری از مصرف بی رویه، هزینه یارانه دولت در این زمینه به نفع دهک های پایین جامعه کاهش یابد.



جهت احترام به مخاطبان فرهیخته، نظرات بدون بازبینی منتشر می شود. لطفا نظرات خود را جهت تعميق و گسترش بحث ارائه نمایید. نظرات حاوی توهين، افترا و تهمت به ديگران پاک می شود